در نا امیدی بسی امید است

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات



اشک باید ریخت...

اشک باید ریخت                         

زار باید زد

عشق یعنی این

خودپرستی را بارها

دار باید زد

شب پر از راز است

رازها را

باز باید خواند

نبری از یادت

شب مهتابی را...

 

 

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/٢٥ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

بدون تیتر

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/٢٥ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

سخنی از آن یگانه . . .

بنده من !

تو به هنگامی که با من به راز و نیاز می پردازی

من آن چنان گوش فرا می دهم که گویی همین یک بنده را دارم

ولی تو تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری ...

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/٢٥ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

چه نصیحت خوبی....!

                                چه نصیحت خوبی است!

عمر گران مایه در این صرف شد

 

تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا

 

ای شکم خیره به نانی بساز

 

تا نکنی پشت به خدمت دوتا

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱٩ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

معرفی کتاب!!

                             سلام دوستان...!لبخند

امروز می خوام یه کتاب دیگه معرفی کنم.

اسم این کتاب آئین زندگی اثر دیل کارنگی ترجمه خانم رکسانا هدایتی است.

آیا تا به حال احساس بدبختی کرده اید؟

آیا تا به حال مشکلی داشته اید که فکر کنید بزرگ ترین مشکل دنیاست؟

آیا تا به حال با مانعی در زندگیتان مواجه شده اید که از حل کردن آن بترسید؟

آیا تا به حال شده که با ترسی مواجه بشوید و نتوانید آن را حل کنید؟

 

من به این دسته عزیزان و همه شما توصیه میکنم این کتاب را مطالعه کنند. لبخند                             

 

 

 

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱٢ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

لینک

دوستان عزیز

اگر مایل به تبادل لینک هستید همینجا نظر بدید ! دوستانی هم که قبلا درخواست کرده بودند بی زحمت یه بار دیگه همین جا بگن .ممنون...

                                                                 "تارا-محمد"

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱٢ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

سکوت ...

سکوت در معنای مثبت و حقیقیش

نوعی موسیقی ست ...

سکوت باغ است

جایی که در آن گل ها

بدون هیاهوی کلمات

پیام های عاشقانه رد و بدل می کنند ...

                                                     "مسیحا برزگر "

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

سخنی از یزرگان

یا چیزی بنویس که ارزش خواندن داشته باشد.......یا کاری کنکه ارزش نوشتن داشته باشد!

 

Either write something , 

 

worth reading or do 

   

something worth writing! 

        

                                                        بنجامین فرانکلین

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

ماه من غصه چرا ؟

ماه من غصه چرا؟!

آسمان را بنگر که هنوز بعد صد ها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد !

یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت !

بلکه از عاطفه لبریز شد و

 نفسی از سر امید کشید...

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

جمله روز !

شاد بودن دلیل نمی خواهد فقط باید آن را انتخاب کنید ...

                                                                        " برایان رابینسون "

تو هم با ما موافقی ؟؟؟

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

عشق نمرده !

"زمانی عاشق می شوی که در قلبت جایی برای عشق وجود داشته باشد "

این جمله برای تمام آدماییه که می گن عشق مرده ! نه این طور نیست عزیزان !!!

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

امپراطوری عشق

حریم های هوایی را از میان برخواهم داشت

و بر حصار مرزها بی وقفه خواهم تاخت

به من اعتماد کن ...

از عشق امپراطوری خواهم ساخت !!!

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

بگردی هست !

عشق مانند هواست ...

           همه جا موجود است ...

 

       تو نفس هایت را قدری جانانه بکش ...

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

جمله روز !

دانستن این که چه می خواهی اولین گام رسیدن به آن چیز است . "لوییس هارت "

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

وای بر شما......!!

عشق چیست؟

 

عاشق کیست؟

 

2سوال...آیا فقط همین 2 سوال می تواند نشان دهد که آیا

 

کسی عاشق هست؟؟ یا...؟

 

آیا معنی عشق را از معنی این 2 سوال می توان فهمید؟

 

نه.......!!!!!

 

عشق را باید تجربه کرد نه تعریف!

 

عشق را باید با نکاه آموخت نه با دفتر و کتاب!

 

عشق را باید از نگاه عاشق دید نه فارغ!

 

عشق را باید با عاشق درک کرد نه با آدم بی دل!

 

ای آدمیان ، ای زمینیان آیا عشق را در جای دیگر یافتید؟؟

 

اگر نه...چرا؟!

 

چرا عشق بزرگ را در آسمان ، در زمین و در همه جا نیافتید؟!

 

ای خاکیان...ای وابستگان به زمین..چرا چشم های خود را بر روی

 

عشق ازلی بسته اید؟!

 

وای بر شما ای بی دلان..ای عاشقان بی هوا..ای وابستگان بی صفا

 

ای مرغکان بی نوا.....!!

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

!

سلام دوستان !

از امروز بنده سعی می کنم به تارا جان کمک کنم ! امیدوارم بتونم ! بای بای

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

آدم ها مثل کتاب ها هستند!!

*بعضی از آدم ها جلد زرکوب دارند.بعضی جلد سخت و

 

 بعضی جلد نازک.

 

*بعضی از آدم ها با کاغذ کاهی چاپ می شوند و بعضی با

 

کاغذ خارجی.

 

*بعضی از آدم ها ترجمه شده اند.

 

*بعضی از آدم ها تجدید چاپ می شوند و بعضی از آدم ها

 

فتوکپی یا رونوشت آدم های دیگرند.

 

*بعضی از آدم ها عنوان و تیتر دارند. فهرست دارند

 

 و روی پیشانی بعضی آدم ها نوشته اند:

 

 

حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

 

*بعضی از آدم ها قیمت روی جلد دارند. بعضی از آدم ها

 

 با چند درصد تخفیف به فروش می رسند

 

 و بعضی از آدم ها بعد از فروش  پس گرفته نمی شوند.

 

*بعضی از آدم ها نمایشنامه اند و در چند پرده نوشته

 

می شوند.

 

 

 بعضی از آدم ها فقط جدول و سرگرمی و معما دارند و

 

بعضی از آدم ها معلومات عمومی هستند.

 

*بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند و بعضی از آدم ها

 

غلط چاپی دارند.

                             قیصر امین پور

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/٦ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

کتاب ها مثل آدم ها هستن....!!!!

بعضی از کتاب ها ساده لباس می پوشند و بعضی

 

 لباس های عجیب و رنگارنگ دارند

.

 

بعضی از کتاب ها برای ما قصه می گویند تا

بخوابیم و بعضی قصه می گویند تا بیدار شویم.

 

 

بعضی از کتاب ها شاگرد اول می شوند و جایزه

می گیرند. بعضی مردود می شوند و بعضی تجدید.

 

بعضی از کتاب ها به پدر و مادر خود احترام می

 گزارند و بعضی حتی نامی هم از پدر ومادر خود

 نمی برند.

 

بعضی از کتاب ها هر چه دارند از دیگران گرفته

 اند و بعضی از کتاب ها هر چه دارند به دیگران

 می بخشند.

 

بعضی از کتاب ها پر حرفند ولی حرفی برای

گفتن ندارند و بعضی ساکت و آرامند ولی یک

عالمه حرف گفتنی در دل دارند.

                          قیصر امین پور

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/٤ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

برخیز...!

دستم را بگیر و برخیز


 برخیز که جوانه های سیب را یارای شکوفا شدن نیست

 برخیز تا شروع فصل تازه ای باشی برای برگ های پاییزی

برخیز تا آغازی باشی برای بارش باران

 برای باغچه ای که سیراب تشنگی است

 و برای گونه های من که جز نمناکی تشک چیزی به خود ندیده است.

 گوش کن صدای رویش بال پروانه را می شنوی؟

 بعد از تو یارای نگاه کردن به چشم های باغچه را ندارم زیرا که هنوز منتظر دستان مهربان توست

 بعد از تو چگونه جوابگوی کتابهایی باشم که ساعت ها را نگاه در نگاه تو می گذراندند

 بعد از توچگونه تاب بیاورم بی تو بودن را

 پس برخیز

 بگذار شانه هایت مأمن خستگی ام باشد

 برخیز که چراغ های خانه خاموش است

 

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

عشق چیست؟!!

عشق کلمه ایست که بار ها شنیده می شود ولی شناخته نمی شود.
عشق صداییست که هیچ گاه به گوش نمی رسد ولی گوش را کر می کند.
عشق نغمه ی بلبلیست که تا سحر می خواند ولی تمام نمی شود.
عشق رنگیست از هزاران رنگ اما بی رنگ است.
عشق نواییست پر شکوه اما جلالی ندارد.
عشق شروعیست از تمام پایان ها اما بی پایان است.
عشق نسیمیست از بهار اما خزان از آن می تراود.
عشق کوششیست از تمام وجود هستی اما بی نتیجه.
عشق کلمه ایست بی معنی ولی هزاران معنی دارد.
عشق.........
عشق 10 عنصر است اما عنصر آخر

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/٧/۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

درباره وبلاگ

زندگی همان عصاره ای است که هر کس باید آن را برای یک بار امتحان کند! حال بستگی به آن فرد دارد که این عصاره برایش همچون شهد باشد و یا همچون زهری تلخ گلویش را بیازارد؟؟ خود قضاوت کنید اگر عشق باشد این عصاره همانند شهدی شیرین و گوارا نیست؟


نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to hamebian.persianblog.com / Template By: Mohammad Azimi