در نا امیدی بسی امید است

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان

ساعت

امکانات



چرا؟

شکسته تموم بال و پر من
             مرده تموم خیال و باور من
                            این سکوت سرد و مبهم
                                        شده تنها یادگار همسفر من
                                                      قصه ی من از کجا شروع شد
                                                                    مردن چرا همیشه شد سهم آخر من

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۳٠ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

گاوصندوق عشق !

به تو تبریک می گویم !

تا دیروز ، همه از عشق قفس می ساختند ،

ولی امروز . . .

تو گاو صندوق ساخته ای !!!

 

 

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/۸/٢۳ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

غم...... شادی

در دستانم دو جعبه دارم که خدا انها را به من هدیه داداه است.

او به من گفت :غمهایت را در جعبه سیاه و شادیهایت را در جعبه طلایی جمع کن.

و من نیز چنین کردم و

غمهایم را در جعبه سیاه ریختم وشادیهایم را در جعبه طلایی!

با وجود این که جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد

اما از وزن جعبه سیاه کاسته می شد!

در جعبه سیاه را باز کردم و با تعجب دیدم که ته ان سوراخ است!

جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم :پس غمهای من کجا هستند؟!

خداوند لبخندی زد و گفت :غمهای تو اینجا هستند نزد من !

از او پرسیدم :خدایا چرا این جعبه ها را به من دادی؟

چرا این جعبه طلایی واین جعبه سیاه سوراخ را ؟

و خدا فرمود :

فرزندم جعبه طلایی برای انست که قدر شادیهایت را بدانی و

جعبه سیاه  تا غمهایت را رها کنی.

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/۸/٢۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

خوشبختی

امروز قبل از رفتن به مدرسه داشتم به رادیو گوش می کردم . گوینده یه جمله گفت خیلی انرژی گرفتم گفتم برای شما هم بنویسم حال کنید !

خوشبختی را جست و جو کنید ، اما نه در دور دست ها ،همین امروز در درونتان. 

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۱٦ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

اشک های جعلی

اشک هایم را روی نامه ای عاشقانه

با قطره چکان جعل می کردم !

      خاطرم آمد :

شاید دلتنگ خنده هایم باشی .

ببخش اگر این روز ها ...

عشق با گریستن اثبات می شود !!!

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۱٤ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

سخنی از آن یگانه
اگر آن دسته از بندگانم که از من رویگردانند

میدانستند که چقدر مشتاق دیدارشان هستم

هر آن از شوق ، جان میباختند.

...................................................................................................

سلام به همه

این مطلب هایی که با عنوان " سخنی از آن یگانه " می نویسم ، گلچینی است از احادیث قدسی .دوستانی که این سخنان زییا (لبخند) رو دوست دارن ، به من خبر بدن تا براشون آرشیوی از این احادیث قدسی رو بفرستم ...

ایمیل من:mta.axebanger@gmail.com


نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۱۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

غمگینم

دلم گرفته

دلم می خواد گریه کنم ...

دلم می خواد واسه یکی یه عالمه درد و دل کنم

خیلی غمگینم دلم گرفته

 

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۸ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

اگه یک سیب بی افته رو سرت !!

امروز داشتم رادیو گوش می دادم این مطلبو شنیدم.. خیلی خوشم اومد گفتم برای شما هم بنویسم تا خوشتون بیادلبخند

 

روزی یک سیب افتاد روی سر یک مرد و آن مرد جاذبه زمین را کشف کرد!

 

روزی یک سیب افتاد روی سر یک مرد و آن مرد گفت: من چه بد اقبالم!

 

روزی یک سیب افتاد روی سر یک مرد و آن مرد گفت: زندگی یک سیب است آن را باید گاز زد آن هم با پوست!!

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/۸/٦ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

مهربانی

مهربانی را در دستان کودکی دیدم

که می خواست

با آب نباتش

آب شور دریا را شیرین کند . . .

 

نويسنده: محمد عظیمی تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۳ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

خوشبختی....

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند؛ ولی حیف که من زاده امروزم!

خدایا ! جهنمت فرداست، پس چرا امروز می سوزم؟؟!

نويسنده: تارا تاريخ: ۱۳۸٧/۸/۱ موضوع: لينک به اين مطلب نظرات ()

درباره وبلاگ

زندگی همان عصاره ای است که هر کس باید آن را برای یک بار امتحان کند! حال بستگی به آن فرد دارد که این عصاره برایش همچون شهد باشد و یا همچون زهری تلخ گلویش را بیازارد؟؟ خود قضاوت کنید اگر عشق باشد این عصاره همانند شهدی شیرین و گوارا نیست؟


نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to hamebian.persianblog.com / Template By: Mohammad Azimi