معرفی کتاب(بی بال پریدن)

                                به نام خدا

سلام دوستان

این ماه هم می خوام یه کتاب جالب دیگه رو بهتون معرفی کنم.

این کتاب اسمش بی بال پریدن اثر شاعر و نویسنده معاصر قیصر امین پور است.من قبلا از این کتاب دو مطلب در وبلاگ گذاشته ام به نام های کتاب ها و آدم ها که می توانید آن هارو در قسمت آرشیو موضوعی بخوانید.

این هم یک مطلب زیبای دیگه از این کتاب تا شما هم مثل من کمی فکر کنید:

<<تقسیم عادلانه>>

من هم سن و سال پسر تو هستم،

تو هم سن و سال پدر من هستی.

پسر تو درس می خواند و کار نمی کند،

من کار می کنم و درس نمی خوانم.

پدر من نه کار دارد، نه خانه،

تو هم کار داری، هم خانه، هم کارخانه.

من در کارخانه تو کار می کنم.

و در این کارخانه همه چیز عادلانه تقسیم شده است:

سود آن برای تو، دود آن برای من.

من کار می کنم، تو احتکار می کنی.

من بار می کنم، تو انبار می کنی.

من رنج می برم، تو گنج می بری.

من در کارخانه تو کار می کنم.

و در این جا هیچ فرقی بین من و تو نیست:

وقتی که من کار می کنم، تو خسته می شوی،

وقتی که من خسته می شوم، تو برای استراحت به شمال می روی،

وقتی که من بیمار می شوم، تو برای معالجه به خارج می روی.

من در کارخانه تو کار میکنم....

 

 

 

/ 39 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنس

خدا بیامرزدش. شعراش واقعا قشنگ بود. این یکی هم واقعا درد جامعه.

دنیا

سلام عزیزم خوبی من آپم منتظر نظرهای خوبت هستم[لبخند][چشمک]

1 رهگذر ....

سلام او شعرا کار تو نیست دیدی من بعضی دوستان نیستم [زبان]

زيتون1

تغذيه بال اول انسان برای پروازبه ساحل سلامتي بسم الله الرحمن الرحيم ماست وكشمش(آفتاب خشگ) حضرت حجة الاسلام سيدمحموددعائی ازياران وهمراهان امام خمينی درنجف اشرف وايران ومديرموسسه روزنامه اطلاعات:«پس ازآنكه امام خمينی ازعراق قصدعزيمت به كويت داشت ودولت كويت مانع شدوصبح تاغروب ايشان رادرمرزبلاتكليف گذاشتند به بصره برگشت وشب ماندوسپس روزبعدبه بغدادبرای پروازبه پاريس برگشتند،شب دربغداد درهتل محل تشريفات مقامات خارجی مارا مستقركردندوزمان شام ازامام پرسيدندچه غذائي بياوريم امام خمينی فرمودكمی ماست تازه وكشمش هم همراهم می باشد.لذاكاركنان هتل تعجب كرده بودندكه ميهمان مهم است كه اورااينجا پذيرائي ميكننداما اينطوري شام ميخورد.» ماست سردوتراست وكشمش گرم وخشگ.لذاتعادل اسيدوبازوسديم ،پتاسيم رابرقراروانسان رابانشاط می سازد. ازامام رضاعليه السلام نيزروايت شده كه «اگرخواستيدماست بخوريدكه بيمارنشويدباآن زنيان بخوريد» زنيان گرم وخشگ است.به آن زيره رومی هم می گويند.

م مثل مادر

سلام 1)من عاشق قیصرم! روانیشم! 2)رمان چی؟ رمان هم معرفی میکنی؟ میخوای من بهت معرفی کنم؟ قول میدم خوشت بیاد. 3)حسن ختام پیامم یه شعر از قیصر درباره ی امام زمان ارواحنا له الفدا’-البته چون احتمال میدم جاش نشه توی یه پیام دیگه وا100 میفرستم. یا علی.

م مثل مادر

بفرمایید فروردین شود اسفند های ما نه بر لب بلکه بر دل گل کند لبخندهای ما * بفرمایید هر چیزی همان باشد که می خواهد همان، یعنی نه مانند من و مانندهای ما * بفرمایید تا این بی چرا تر کار عالم؛ عشق رها باشد از این چون چرا و چندهای ما * سرمویی گر با عاشقان داری سر یاری بیفشان زلف و مشکن حلقه پیوندهای ما * به بالایت قسم، سرو صنوبر با تو می بالند بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما * شب و روز از تو می گوییم و می گویند، کاری کن که «می بینم» بگیرد جای «می گویند» های ما * نمی دانم کجایی، یا که ای؟، آنقدر می دانم که می آیی که بگشایی گره از بندهای ما * بفرمایید فردا زودتر فردا شود، امروز همین حالا بیاید وعده آینده های ما... * (قیصر امین پور)

شوکولات

به به...نانی کی می باشند؟[نیشخند] خوبید؟نمی دونستم نویسنده جدید آوردید..مبارکه[دست] من اصلا آدمه بی معرفتی نیستم ..اما سرم خیلی شلوغه..دیگه ازدواجیدن این مشکلات رو هم داره دیگه نه؟[شرمنده]